تبلیغات
ناچیت آنلاینwelcome to Nachit online - دوستم مسافر کوچولو وگله هاش!
ناچیت آنلاینwelcome to Nachit online
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
نظرسنجی
ایران از نظر شماکجاست؟






یاد خداخدا و بنده

روی پـــــرده کعــبه

این آیه حک شده اســت:

نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ

و مـــن . . .

هنــــوز و تا همیشــه

به همین یک آیــه دلخــوشــــم:

" بندگانم را آگاه کن که من بخشنده‌ی مهــــربانم !

 
دوست خدا بودن یونیفورم نمیخواهد ،

  فقط یه دل پاک و زلال کافیست . . .


می گن با هرکی دوست بشی ، شکل و فرم اون رو می گیری

فکرشو بکن اگه با خدا دوست بشی چه زیبا شکل می گیری !

دیروز که بعد از درس خوندن کمی خسته بودم و تازه خوابم برده بود که  ویهو احساس کردم یکی داره تکون تکونم می ده وصدام می کرد : " واحد! واحد! واحد پاشو!"...
پاشدم دیدم دوستم مسافر کوچولوس .. گفتم سلام مسافر کوچولو چیه ؟ چطوری؟حالت خوبه؟کی اومدی؟گل گندمت چطوره؟ سیاره ت وگوسفندت حالشون چطوره؟ سبزه های اونجا حالشون چطوره؟ مرغ وخروسات؟ حال دل خودت چطوره؟
که آهی کشد وگفت اومدم باهات حرف دارم !
پاشدم وآروم نگاش کردم وگفتم بگو گوشم باهاته !
و او شروع کرد با دلی غمگین .. :



شما زمینیا چقد عجیبین : ادعا می کنید همدیگه رو دوس دارین ، می گین بهترین دوست ومونستونه .. ادعا می کنید دلتون برای هم تنگ می شه ، اما به هم نمی گید .. از هم فاصله می گیرید .. اونی و که می گید دوسش دارید تنها می ذارین ..
بعد خودتونم تنها می شین  واز هم جدا می مونین ..
غروروخودخواهی تون رو برای کسی که دوسش دارین زیرپا نمی ذارین ، چون نمی دونید که هیشکی پیش عزیزش تحقیر نمیشه وهمون عزیزش اونو بلند می کنه وبرای او جلوی دنیا وای میسه ..
نمی رین به عزیزتون سلام کنید .. شاید مشتاق شماس!؟
من توو سیاره م که دلم برای گندمگلپریم تنگ می شه بدون توجه به حرف وقضاوت دنیا ، زود میرم سرمو می ذارم بغل دیوار آغوش خودم !!
کمی چشمام خیس می شن و همونجا زیر افتاب ، خوابم می بره ..
شما زمینیا ، بهشت درون تون یادتون رفته .. یادتون رفته باید از فرشته هام بالابزنید واصلا شما زمینی نیستین وزندگی اینجا کوتاهه ..
به شکلات وقند وعسل وزرق وبرق این زمین قناعت می کنید انگار می خواین همیشه اینجا بمونید وغافل می مونید تا یهو ..
یادتون رفته اگه خیلی زرنگین باید هر لحظه آماده باشین !
من وقتی از دلتنگی خوابم می بره ،  بیدار که می شم ، نگا می کنم می بینم یکی لحافشو به من داده .. می دونم کیه .. اونم دلش برام تنگه واومده پیشم ..
می خندم وخودمو براش لوس می کنم ..
و او فقط لبخند می زنه ..
 هر چقد آدمای کمتری بفهمن عشقو اما اون وجود داره و آفرینش بر اون استواره..
شما آدمای زمینی کارهای نادرستتونو هزار جور توجیه می کنید وخوتونو از هر اشتباهی حتی تبرئه می کنید..
این خوبه که حتی به خوب بودن تظاهر کنید ، شاید یه روز خوی وخصلت واقعی تون بشه .. اما ازش واسه فریب مردم استفاده نکنید بلکه به خودتون تمرین بدین وقتی تنها دو نفرین با خدا ..




شما زمینیا مسوولیت سرتون نمی شه .. به همدیگه نارو می زنید .. راستشو نمی گید .. توو کارهای هم فضولی می کنید واگه توو زندگی دیگرون سرک نکشید خودتونو متضرر می دونید !!
قدر بودن همدیگه رو نمی دونید .. فقط ادعاشو دارین !
حریصید وهنوز گل محبتی رو کامل پرورش ندادین که چشمتون به یکی دیگه می افته وکارتونو نیمه رها می کنید ومی ذارین گلتون پر پر بشه ..
ثابت نیستین .. به هم اعتماد ندارین وپر از بد بینی وافکار منفی هستین !!
گله خوبه اگه به نیت بدخواهی نباشه وبرای منیات شخصی عنوان نشه وبرای رشد وتنبه ویادآوری باشه .. اما ازخودتون بپرسین چقد به خاطر خودتون عصبانی شدین ونه برای تنها موندن خوبی ها؟؟
به هم شک دارین واصلا به هم فرصت رشد وترقی نمی دین!
فک می کنید دنیا تنها واسه شماس !


نسیم گندم را از دوش مورچه انداخت

مورچه دوباره آن را برداشت و به خدا گفت،

بعضی وقتا یادم میره که هستی،کاش نسیم بیشتر بورزد!!



یادتون رفته بقیه یا بشرن یا آدم ویا انسان وحد اقل موجود زنده واحساس دارن ..
به جای خدا ، به انسان ها تکیه می کنید واز سرچشمه ی اصلی غافل می شین!
یادتون رفته اول باید اول خودتون خوشبخت باشین بعد به دیگرون خوشبختی وزیبایی بدین ، اول نیت وقصد وفکر واندیشه های خودتونو باید ناز وگرم وصمیمی کنید بعد چشم به راه فرصت مناسب باید که مثل نون شیرمال بزنید به تنور دوستی ومحبت وفرصتو از دست می دین!
اصلا معنی "دوسست دارم" رو نمی فهمید و الکی اونو برای رنگ عوض کردن به زبون میارین .. خیلی کم هستن از شما که وقتی اشتباهی می کنن ناراحت بشن وبخوان جبرانش کنن وبیشترتون با افتخار از رنجوندن دل بقیه وشکستن شیشه ی زلال دوستی شون وویران کردن خونه ی آرزوهای دیگرون حرف می زنید و نقل المجالسش می کنید و فک می کنید بقیه که به حرف تون می خندن نمی فهمن چ موجود خودخواهی هستین! شما به هم می خندین ونمی دونین با هم خندیدن چ لذتی داره ..




دردها ممکنه فراموش شوند ولی همدردها هرگز !




دوستی هایی که داشتین رو وهمراهی هاتون رو فراموش کردین ..







همدیگه رو اهلی می کنید وبعد رها می کنید ..
می دونم اهلی شدن زحمت وسختیای خودشو داره ومسوولیت میاره ، اما مسوولیت وتعهد شما وادعاهاتون کجارفته؟؟



راز واسرار همدیگه رو فاش می کنید وغافلید ازین که شما هم رازهایی پیش بقیه دارین!
امانت دار ناموس و آبرو ودارایی هم نیستین ، چ فرقی می کنه زن وشوهر باشین وخواهر وبرادر ومادر وپسر ودختر وپدر و یا دوستای معمولی وآشنا ، مهم فهم اینه که نسبت به هم و دارایی عاطفی ومادی هم مسوولین !
یادتون رفته عشق چیه و هر هوسی رو به عشق تفسیر می کنید و خودتونو دستی دستی  از لذت عشق ، محروم می کنید ..
این که در جسم ضعیفید تقصیر شما نیس ولی می تونید با یاد آفریدگار مهربون تون دلتونو قوی نگه دارین ، اما از بندگی ویاد او غفلت می کنید و می گین خدا ما رو می بخشه و ما مشکلات بزرگی داریم که نمی ذارن اونو یاد کنیم .. یادتون رفته باید بگین خدای بزرگی دارین!
شما زمینیا نمی دونید چ گنج وگوهری هستین!
خدا وقتی می خواست آدم رو بیافرینه از فرشته های پاکی که از هر اشتباهی به دورن خواست واسه او تعظیم کنن..
چیزایی رو به شما یاد داده که هیچ فرشته ای بلد نیس
فرشته یا عشق مطلقه یا قهر مطلقه  و عشق رو نمی فهمه اونجوری که تو می تونی انتخاب کنی وبفهمی ..
روحی که در وجود شماس یه پاره از عشق خداست که شمارو با اون مفتخر کرده وشما اونو با بدترین چیزا آلوده می کنید ..
همه اشتباه می کنن ولی اصرار بر اشتباه ، زشت وناپسنده !
 مث ویرووونه هایی شدین که گنج تووی سینه داره ولی خودش ازش بی خبره ونمی تونه ازش نفعی ببره و حتی اگه سالمم باشه وآباد ، تا به این گنج درونتون پی نبرین فقط قد کشیدین وریشه تون ، سسته ودرونتون تهی ..
اگه می دونستین چه گوهری هستین و تموم فرشته ها وجن وجاندارای دیگه وتموم جمادات وسنگ وچوب وآفرینش  ، بهتون غبطه می خورن که ایقد غفلت نمی کردین ..



مراقب زمین وتموم زیباییاش باشید

براتون نگرانم ، چون دوستون دارم!

من توی سیاره م تنهام وفقط گل گندممو دارم اگه دلم بگیره باید بیام پیش همنوعام که شمایین ، ازتون گله دارم که مراقب گنج تون نیستین!
همه تونو دوس دارم وچشم تونو می بوسم ..
مراقب خودتون باشین ، باشه؟

دلم گرم خداوندیست ،

كه با دستان من گندم برای یاكریم خانه میریزد ...

چه بخشنده خدای عاشقی دارم ...

كه می خواند مرا با آن كه می داند پر اشتباهم!
دلم گرم است .. می دانم بدون لطف او تنهای تنهایم ...

برایت ، من خدا را آرزودارم ...


آرامش

ﺁﺭﺍﻣﺶ، ﻣﺤﺼﻮﻝِ ﺗﻔﮑﺮ درست است!

اما گاهی ﺁﺭﺍﻣﺶ، ﻫﻨﺮِ ﻧﯿﻨﺪﯾﺸﯿﺪﻥ  ﺑﻪ ﺍﻧﺒﻮﻩِ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺵِ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥ را ندارد...

آرامش یعنی بدانی :

در پس تمام هر چه هست و نیست ...

خدایی هست که تو را بیشتر از هر چه که می توانی بپنداری دوست می دارد .

خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان

اما ...

به قدر فهم تو کوچک می شود

و به قدر نیاز تو فرود می آید

و به قدر آرزوی تو گسترده می شود

و به قدر ایمان تو کارگشا می شود

حالا غصه نخورید ، خدا همیشه بخشنده ومهربونه ، مث انسان که نیس!!
بیاید بفرمایید واسه شما آوردم :


                                             (دوست دار شما مسافر کوچولو)


خدایا، ما را ببخش، به خاطر همه درهایی که زدیم و خانه تو نبود!


خدایا تو آنچنانی که من دوست دارم ... پس مرا آنچنان کن که خود دوست داری

دانه های دل


دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم

به دریا می زدم در باد و آتش خانه می کردم


چه می شد آه ای موسای من ، من هم شبان بودم

تمام روز و شب زلف خدا را شانه می کردم


نه از ترس خدا ، از ترس این مردم به محرابم

اگر می شد همه محراب را میخانه می کردم

 

اگر می شد به افسانه شبی رنگ حقیقت زد

حقیقت را اگر می شد شبی افسانه می کردم

 

چه مستی ها که هر شب در سر شوریده می افتاد

چه بازی ها که هر شب با دل دیوانه می کردم

 

یقین دارم سرانجام من از این خوبتر می شد

اگر از مرگ هم چون زندگی پروا نمی کردم

 

سرم را مثل سیبی سرخ صبحی چیده بودم کاش

دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم

 

شاعر: علیرضا قزوه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 آذر 1392 12:57 ب.ظ
باسسسسسسسسسسسلام.....داداششششش.چطوری.بابامردیم.زود عکسمو بزار روی وبلاگ..بنده چند بیت شعر دارم که از خودمه واست میزارم. منتظرتم. دوست وهم سنگرت یوسف یا یوزارسیف ناچیتی.
واحید. اینجا روستایی ست فیروزه ای بامردمانی سبزآبی ودشت هاوآب هایی روشن در دل آفرینش در5 کیلومتری بوکان. سلام یوسف عزیز! چطوری گل؟
شعراتو برام توی نظرات بذار تا بعد از بررسی ، به نام شخیص گرامی خودت در صفحه ی اصلی بازتابش بدم!
به جون عزیزم ، هنوز میسرم نشده هنوز که هیچ عکسی از گوشیم به وبلاگ منتقل کنم .. ایشالا به زودی!
یکشنبه 24 آذر 1392 12:48 ق.ظ
همین الان قالب وبلاگتون رو عوض کنید... از سایت | http://www.inkling.ir | هدیه بگیرین
واحید. اینجا روستایی ست فیروزه ای بامردمانی سبزآبی ودشت هاوآب هایی روشن در دل آفرینش در5 کیلومتری بوکان. ممنونم! بنده به همین قالب ، راضی ام ، خدا ازتون راضی باشه که غم ما رو دارین!
یکشنبه 17 آذر 1392 11:10 ب.ظ
سلام دوست وبرادرگلم شکرخداکه خوبی؟ ایشالا این ترم درسات تموم بشه ومابیشتربتونیم که ازشما وحرفهای قشنگت استفاده کنیم گلم امید دارم که ایشالا هرچی که خوبه خدابهت بده قربانت ایمان
واحید. اینجا روستایی ست فیروزه ای بامردمانی سبزآبی ودشت هاوآب هایی روشن در دل آفرینش در5 کیلومتری بوکان. سلام داداش عزیزم!
خدارو شکر ، ای نفسی میاد دادا ..
ممنونم به خاطر دعای گلت!
ایشالا که بتونم بعد از ین ترم یه نفسی تازه کنم .... وبرای تو ام سهولت وشادکامی وموفقیت در درس وزندگی می خوام ..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

خطاطی نستعلیق آنلاین

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

كد تقویم